حسين فاطمى
117
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
مىگردانند و آن را انكار مىكنند و نزديك مىشود متكلم را تكفير كنند يا ضرر برسانند . پس اين نحو استبعاد و انكار نزديك به كفر است ؛ زيرا كه احتمال دارد كه آن حديث از خانه ما اهلبيت بيرون آمده باشد و شخص متكلم به آن به ما اهلبيت استناد نموده است . از جمله احاديثى كه جهال و سفله ناس و جمعى از آنها كه خود را عالم و دانا مىدانند و در حقيقت هرّ را از برّ تميز ندادند و انكار مىكنند ، حديثى است كه متضمن قضيه بندار يهودى است و حاصل آن اين است كه : حضرت سيد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله ، امير المؤمنين عليه السّلام را با لشگرى به جنگى فرستاده بود و مدّتى گذشت كه از كيفيت حال امير المؤمنين عليه السّلام خبرى به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نرسيده بود و آن بزرگوار محزون و مغموم شده بود . فرمود : هر كس از برادرم خبرى براى من بياورد هر عطيّه و جائزهاى بخواهد به او عطا ميكنم . سلمان - رضى اللّه تعالى عنه - چند روز به بيرون مدينه مىرفت و مىنشست و منتظر بود كه قدوم مبارك آنحضرت ظاهر شود و يا خبرى از آن حضرت برسد . تا روزى بيرون شهر نشسته بود ، ناگاه مشاهده كرد كه امير المؤمنين عليه السّلام با شوكتى تمام از دور نمايان شد . به تعجيل آمد خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و عرض كرد : البشارة البشارة يا رسول اللّه ! پس آن حضرت برخاست و استقبال نمود على عليه السّلام را و به آمدن آن مظفر و منصور بسيار شادمان شد . پس از چند روز به سلمان فرمود : هر جائزه كه مىخواهى بخواه از من تا به وعده خود وفا كنم . سلمان عرض كرد « 1 » كه برندگان خدا ابلاغ فرمايى و قسم دوم از آن علوم را مختارى در تبليغ و عدم آن ، امّا قسم سوم علومى است كه عزيمت فرموده خداوند كه بيان نفرمايى كلمه از آن را براى احدى ، مگر اهل بيت و خاصّه خودت . مىخواهم از اين قسم ، جزئى را براى من بيان فرمايى . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود يا سلمان ! چگونه مىتوانم آنچه بر من عزيمت شده كه نگويم براى تو بيان كنم ؟ پس جبرئيل نازل شد . عرض كرد : يا رسول اللّه ! حقّت سلام مىرساند و مىفرمايد : براى سلمان بيان كن جزئى از آن را و او را مأيوس مفرما . حضرت فرمود : يا سلمان ! برو ؟ به « بجبّانه » يعنى مقبره يهودان و ندا كن « بندار يهودى » را و آنچه ديدى و شنيدى خبر بياور . سلمان به امر آن برگزيده انس و جان عمل كرده ، بر قبرستان يهود ندا داد : يا بندار ! پس جوابى آمد و گفت چه مىگويى ؟ و چه مىخواهى ؟ سلمان فرمود : بر چه دينى مردى ؟ جواب داد : بر دين يهود . سلمان فرمود :
--> ( 1 ) . علومى كه حق تعالى يعنابت عطا فرموده برسد قسم استكه يك قسم از آنها را واجب است .